تبلیغات
:: زائــــر کــربلا :: - متن سخنرانی مقام معظم رهبری در بیست و دومین سالگرد رحلت امام
می روم کربلایی بشوم...
متن سخنرانی مقام معظم رهبری در بیست و دومین سالگرد رحلت امام
نوشته شده توسط زائـــر کـــربلا در ساعت 04:24 ب.ظ

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا و نبیّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الاطیبین الأطهرین المنتجبین سیّما بقیّةاللَّه فى الأرضین‌.

سلام و رحمت خدا بر روح مطهر امام بزرگوار و شهداى انقلاب اسلامى. امروز بار دیگر ملت ایران سالگرد امام بزرگوارمان را با این تجدید یاد و خاطره، در جهت مكتب امام و راه امام پى میگیرند. هر سال روز چهاردهم خرداد فرصتى است براى مطرح شدن بخشى و بُعدى از ابعاد زندگى مطهر امام و خط مبارك و روشن آن بزرگوار. امسال این روز با روز اول ماه مبارك رجب هم همراه است. ماه رجب، ماه رحمت و بركت الهى است. از پیغمبر مكرم اسلام نقل شده است كه فرمود: «اللّهمّ بارك لنا فى رجب و شعبان».(1) این ماه و ماه شعبان، گذرگاه مؤمنان به سوى ماه ضیافت الهى - ماه مبارك رمضان - است...

 امسال سالگرد امام با یك حادثه‌ى مهم دیگر نیز همراه و همزمان است و آن، بیدارى اسلامى است؛ حادثه و حماسه‌اى كه امام بزرگوار ما انتظار آن را میكشیدند، آرزوى آن را داشتند و از آن خبر هم داده بودند. امام بزرگوار حركت بیدارى ملتهاى مسلمان را پیش‌بینى میكرد و خداوند متعال تفضل فرمود، این پیش‌بینى به وقوع پیوست؛ همچنان كه سقوط حكومت شوروى را پیش‌بینى كرد و خداى متعال آن را تحقق بخشید.
 امروز عرایض من در دو بخش است، كه امیدوارم بتوانم در مدت كوتاهى این دو بخش را عرض كنم. یك بخش، مرورى است بر درس بزرگ امام بزرگوار ما؛ مرورى بر مكتب ماندگار امام عزیز ما كه ذخیره‌ى ملت ایران است؛ سرمایه‌اى است كه ملت ایران با تكیه‌ى بر آن، با در دست داشتن این سرمایه، توانسته است گذرگاه‌هاى دشوارى را كه به طور معمول و متعارف در سر راه ملتى با چنین آرمانهائى قرار دارد، طى كند. یك بخش هم نگاه به مسائل منطقه است.
 در باب مكتب امام، این نكته را ملت عزیز ایران كاملاً میدانند كه ارادت و محبت مردم به امام بزرگوار، صرفاً از نوع یك علقه‌ى قلبى و احساسى و عاطفى نیست. اگرچه از لحاظ احساسات و عواطف، محبت امام در دلها موج میزند، اما این همه‌ى مسئله نیست؛ بلكه ارادت مردم به امام بزرگوار، به معنى پذیرش مكتب امام به عنوان راه روشن و خط روشن حركت عمومى و همگانى ملت ایران است؛ یك راهنماى نظرى و عملى است كه كشور و ملت را به عزت و پیشرفت و عدالت میرساند. در طول این سى و دو سال گذشته، عملاً هم همین بوده است. یعنى هر جا ما توفیق پیدا كردیم كه به توصیه‌هاى امام جامه‌ى عمل بپوشانیم، هر جا توانستیم خط انگشت اشاره‌ى امام را دنبال كنیم، توفیقات فراوانى نصیب ما شد. مردم با این چشم، به راه امام و خط امام و میراث ماندگار امام نگاه میكنند. در این سى سال، ملت ما توانسته است در مقابل سنگین‌ترین توطئه‌ها ایستادگى كند. علیه ملت ایران توطئه‌ى نظامى بود، توطئه‌ى امنیتى بود، توطئه‌ى اقتصادى بود - این تحریمهاى گسترده در طول این سى سال وجود داشته است - توطئه‌ى تبلیغاتى بود - امپراتورى گسترده‌ى رسانه‌اى و تبلیغات، علیه ملت ایران به طور كامل مشغول كار و تحریك بوده است - توطئه‌ى سیاسى بود. ملت ایران به بركت مكتب امام و راه امام، در مقابل این توطئه‌ها ایستادگى كرد.
 مكتب امام یك بسته‌ى كامل است، یك مجموعه است، داراى ابعادى است؛ این ابعاد را باید با هم دید، با هم ملاحظه كرد. دو بُعد اصلى در مكتب امام بزرگوار ما، بُعد معنویت و بُعد عقلانیت است. بُعد معنویت است؛ یعنى امام بزرگوار ما صرفاً با تكیه‌ى بر عوامل مادى و ظواهر مادى، راه خود را پى نمیگرفت؛ اهل ارتباط با خدا، اهل سلوك معنوى، اهل توجه و تذكر و خشوع و ذكر بود؛ به كمك الهى باور داشت؛ امید او به خداى متعال، امید پایان‌ناپذیرى بود. و در بُعد عقلانیت، به كار گرفتن خرد و تدبیر و فكر و محاسبات، در مكتب امام مورد ملاحظه بوده است. من نسبت به هر كدام، چند جمله‌اى عرض خواهم كرد.
 بُعد سومى هم وجود دارد، كه آن هم مانند معنویت و عقلانیت، از اسلام گرفته شده است. عقلانیت امام هم از اسلام است، معنویت هم معنویت اسلامى و قرآنى است، این بُعد هم از متن قرآن و متن دین گرفته شده است؛ و آن، بُعد عدالت است. اینها را باید با هم دید. تكیه‌ى بر روى یكى از این ابعاد، بى‌توجه به ابعاد دیگر، جامعه را به راه خطا میكشاند، به انحراف میبرد. این مجموعه، این بسته‌ى كامل، میراث فكرى و معنوى امام است. خود امام بزرگوار هم در رفتارش، هم مراقب عقلانیت بود، هم مراقب معنویت بود، هم با همه‌ى وجود متوجه به بُعد عدالت بود.
 من چند نمونه از مظهر عقلانیت امام عرض میكنم. اولین نمونه، همین گزینش مردم‌سالارى براى نظام سیاسى كشور بود؛ یعنى تكیه‌ى به آراء مردم. انتخاب مردم‌سالارى، یكى از مظاهر روشن عقلانیت امام در مكتب حیاتبخش و نجاتبخش او بود. قرنهاى متمادى حكومتهاى فردى بر كشور ما حكومت كرده بودند و حتّى در دورانى كه در ایران جریان مشروطه به وجود آمد و بظاهر جریان قانون در كشور رسمى شد، عملاً استبداد و دیكتاتورى دوران پهلوى از استبداد گذشتگانشان گزنده‌تر و سخت‌تر و مصیبت‌بارتر بود. در كشورى با این سابقه، امام بزرگوار ما این امكان را پیدا كرد، این توفیق را یافت كه مسئله‌ى حضور مردم و انتخابات مردمى را به یك حقیقت نهادینه شده تبدیل كند. مردم ما هرگز مزه‌ى انتخابات آزاد را، جز در برهه‌هاى بسیار كوتاه در صدر مشروطه، تجربه نكرده بودند. در یك چنین كشورى، در یك چنین فضائى، امام بزرگوار ما از اولین قدم، انتخابات را در كشور نهادینه كرد. بارها شنیدید كه در طول این سى و دو سالى كه از پیروزى انقلاب اسلامى میگذرد، در حدود سى و دو یا سى و سه انتخابات در كشور اتفاق افتاده است، كه مردم آزادانه پاى صندوقهاى رأى آمدند و رأى خودشان را به صندوق انداختند و منشأ تشكیل مجلس و دولت و خبرگان و شوراهاى شهر و امثال اینها شدند. این، بارزترین نمونه‌ى عقلانیت امام بزرگوار ما بود.
 یك نمونه‌ى دیگر از عقلانیت امام و تكیه‌ى او به خرد و هوشمندى، عبارت است از سرسختى و عدم انعطاف او در مقابله‌ى با دشمن مهاجم. امام به دشمن اعتماد نكرد. بعد از آنكه دشمن ملت ایران و دشمن این انقلاب را درست شناخت، در مقابل او مثل كوه ایستاد. آن كسانى كه خیال كردند و خیال میكنند عقل اقتضاء میكند كه انسان گاهى در مقابل دشمن كوتاه بیاید، امام درست نقطه‌ى مقابل این تصور حركت كرد. عقلانیت امام و آن خرد پخته‌ى قوام‌یافته‌ى این مرد الهى، او را به این نتیجه رساند كه در مقابل دشمن، كمترین انعطاف و كمترین عقب‌نشینى و كمترین نرمش، به پیشروى دشمن مى‌انجامد. در میدان رویاروئى، دشمن از عقب‌نشینى طرف مقابل، دلش به رحم نمى‌آید. هر یك قدم عقب‌نشینى ملت مبارز در مقابل دشمنان، به معناى یك قدم جلو آمدن دشمن و مسلط شدن اوست. این، یكى از مظاهر عقلانیت امام بزرگوار بود.
 یك مظهر دیگر عقلانیت امام، تزریق روح اعتماد به نفس و خوداتكائى در ملت بود. در طول سالهاى متمادى، از آغاز تسلط و ورود غربى‌ها در این كشور - یعنى از اول قرن 19 میلادى كه پاى غربى‌ها به ایران باز شد - دائماً به وسیله‌ى عوامل و دستیارانِ خودشان، با تحلیلهاى گوناگون، توى سر ملت ایران میزدند؛ ملت ایران را تحقیر میكردند، به ملت ایران میباوراندند كه نمیتواند، عُرضه‌ى اقدام علمى و پیشرفت علمى ندارد، توانائى كار كردن و روى پاى خود ایستادن را ندارد. سردمداران رژیم پهلوى و قبل از او، مكرر ملت ایران را تحقیر میكردند. اینجور وانمود میكردند كه اگر پیشرفتى متصور است، اگر كار بزرگى باید بشود، باید به وسیله‌ى غربى‌ها بشود؛ ملت ایران توانائى ندارد. امام بزرگوار به یك چنین ملتى روح اعتماد به نفس را تزریق كرد، و این نقطه‌ى تحول ملت ایران شد. پیشرفتهاى ما در زمینه‌ى علمى، در زمینه‌ى صنعتى، در انواع و اقسام عرصه‌هاى زندگى، معلول همین اعتماد به نفس است. امروز جوان ایرانى ما، صنعتگر ایرانى ما، دانشمند ایرانى ما، سیاستمدار ایرانى ما، مبلّغ ایرانى ما احساس توانائى میكند. این شعار «ما میتوانیم» را امام بزرگوار در اعماق جان این ملت قرار داد. این، یكى از مظاهر مهم عقلانیت امام بزرگوار بود.
 یك مظهر دیگر، تدوین قانون اساسى بود. امام خبرگان ملت را از طریق انتخابات مأمور كرد كه قانون اساسى را تدوین كنند. آن تدوین‌كنندگان قانون اساسى، با انتخاب ملت این كار را انجام دادند. اینجور نبود كه امام یك جمع خاصى را بگذارد كه قانون اساسى بنویسند؛ به عهده‌ى ملت گذاشته شد. ملت خبرگانى را با شناسائى خود، با معرفت خود انتخاب كردند و آنها قانون اساسى را تدوین كردند. بعد امام همین قانون اساسى را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد و رفراندوم قانون اساسى در كشور تشكیل شد. این، یكى از مظاهر عقلانیت امام است. ببینید، پایه‌هاى نظام را امام اینجور مستحكم كرد. هم از لحاظ حقوقى، هم از لحاظ سیاسى، هم از لحاظ فعالیت اجتماعى، هم از لحاظ پیشرفتهاى علمى، امام یك قاعده‌ى محكم و مستحكمى را به وجود آورد كه بر اساس این قاعده میشود تمدن عظیم اسلامى را بنا نهاد.
 از جمله‌ى مسائلى كه مظهر عقلانیت امام بزرگوار بود، این بود كه ایشان به مردم تفهیم كرد كه آنها صاحب و مالك این كشورند. مملكت صاحب دارد. این حرف را در دوران حكومتهاى استبدادى بر زبان جارى میكردند كه آقا مملكت صاحب دارد. مرادشان از صاحب مملكت، دیكتاتورها و مستبدینى بودند كه بر كشور حكمرانى میكردند. امام به مردم تفهیم كرد كه مملكت صاحب دارد و صاحب مملكت، خود مردم هستند.
 مظهر معنویت در امام بزرگوار، در درجه‌ى اول، اخلاص خود او بود. امام كار را براى خدا انجام داد. از اول، هرچه كه احساس میكرد تكلیف الهى اوست، آن را انجام میداد. از فداكارى در این راه، امام ابا نكرد. از شروع مبارزات در سال 1341، امام اینجور عمل كرد؛ با تكلیف پیش رفت. به مردم و مسئولین هم این درس را بارها گفت و تكرار كرد كه آنچه مهم است، تكلیف است. ما تكلیف را انجام میدهیم، ترتّب نتیجه بر كار ما دست خداست. بنابراین مظهر مهم معنویت در رفتار امام، اخلاص او بود. براى خاطر تعریف و تمجید این و آن، حرفى نزد، كارى نكرد، اقدامى نكرد. آنچه كه براى خدا انجام داد، به وسیله‌ى خداى متعال به آن بركت داده شد؛ ماندگار شد. خاصیت اخلاص این است. امام همین توصیه را به مسئولین هم تكرار میكردند. امام ماها را امر میكردند به این كه اهل توكل باشیم، اهل اعتماد به خدا باشیم، اهل حسن‌ظن به پروردگار باشیم، براى خدا كار كنیم. خود او اهل توكل بود، اهل تضرع بود، اهل توسل بود، اهل استمداد از خدا بود، اهل عبادت بود. بعد از پایان ماه رمضان، انسان وقتى امام را میدید، به طور محسوسى در او احساس نورانیت میكرد. از فرصتهاى زندگى براى تقرب به خداى متعال، براى پاكیزه‌كردن دل و جان مطهرِ خودش استفاده میكرد. دیگران را هم امر میكرد و میگفت: ما در محضر خدا هستیم. عالَم، محضر خداست. عالَم، محل حضور جلوه‌هاى الهى است. همه را به این راه سوق میداد. خود او اهل رعایت اخلاق بود، دیگران را هم به اخلاق سوق میداد. بخش مهمى از معنویت در اسلام عبارت است از اخلاق، دورى از گناه، دورى از تهمت، دورى از سوءظن، دورى از غیبت، دورى از بددلى، دورى از جداسازى دلها از یكدیگر. خود امام بزرگوار این چیزها را رعایت میكرد، به مردم هم سفارش میكرد، به مسئولین هم سفارش میكرد. امام ماها را توصیه میكردند به این كه مغرور نشویم، خودمان را بالاتر از مردم ندانیم، خودمان را بالاتر از انتقاد ندانیم، بى‌عیب ندانیم. همه‌ى مسئولین طراز اول كشور این را از امام شنیده بودند كه بایستى آماده باشیم؛ اگر چنانچه از ما عیب گرفتند، نگوئیم ما بالاتر از اینیم كه عیب داشته باشیم، بالاتر از اینیم كه به ما انتقادى وارد باشد. خود امام هم همین جور بود. ایشان، هم در نوشته‌هاى خود - بخصوص در اواخر عمر شریفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضیه اشتباه كردم. اقرار كرد به این كه در فلان قضیه خطا كرده است؛ این خیلى عظمت لازم دارد. روح یك انسانى باید بزرگ باشد كه بتواند یك چنین حركتى را انجام دهد؛ خودش را منسوب كند به اشتباه و خطا. این معنویت امام بود، این اخلاق امام بود؛ این یكى از ابعاد مهم درس امام به ماست.
 بُعد عدالت هم در مكتب امام بسیار برجسته است. اگرچه به یك معنا عدالت هم از همان عقلانیت و نیز از معنویت برمیخیزد، اما برجستگى بُعد عدالت در منظر امام بزرگوار، آن را به طور مشخص‌ترى در مقابل ما قرار میدهد. از اول پیروزى انقلاب، امام تكیه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار كردند، تكرار كردند، توصیه كردند. تعبیر «پابرهنگان» و «كوخ‌نشینان» جزو تعبیراتى بود كه در كلام امام بارها و بارها تكرار شد. به مسئولین اصرار داشتند كه به طبقات محروم برسید. به مسئولین اصرار داشتند كه از اشرافیگرى پرهیز كنند. این، یكى از توصیه‌هاى مهم امام بزرگوار بود. ما نباید اینها را فراموش كنیم. آفت مسئولیت در یك نظامى كه متكى به آراء مردم و متكى به ایمان مردم است، این است كه مسئولین به فكر رفاه شخصى بیفتند؛ به فكر جمع‌آورى براى خودشان بیفتند؛ در هوس زندگى اشرافیگرى، به این در و آن در بزنند؛ این آفت بسیار بزرگى است. امام خودش از این آفت بكلى بركنار ماند و مسئولین كشور را هم بارها توصیه میكرد كه به كاخ‌نشینى و به اشرافیگرى تمایل پیدا نكنند، سرگرم مال‌اندوزى نشوند، با مردم ارتباط نزدیك داشته باشند. ماها كه آن روز جزو مسئولین بودیم، امام دوست میداشت كه با مردم ارتباط داشته باشیم، مأنوس باشیم؛ اصرار داشت كه خدمات به اقصى‌ نقاط كشور برده شود؛ مردم نقاط دور، از خدمات عمومى كشور بهره‌مند شوند. اینها ناظر به آن بُعد عدالت امام بزرگوار بود. امام اصرار داشت كه مسئولین از میان مردم انتخاب شوند، از خود مردم باشند، وابستگى‌ها ملاك قبول مسئولیتها نباشد. وابستگى به شخصیتها، به فامیلها، بلاى هزار فامیلى كه در دوران قاجار و دوران پهلوى بر سر این كشور آمد، امام بزرگوار ما را نسبت به این قضیه حساس كرده بود. گاهى در مقام تعریف از یك مسئولى میگفتند: این از دل مردم برخاسته است. ملاك را این میدانستند. از نظر امام بزرگوار، تكیه‌ى به ثروت و تكیه‌ى به قدرت براى گرفتن مسئولیت، جزو خطرهاى بزرگ براى كشور و براى انقلاب بود. خب، اینها ابعاد خط امام است.
 برادران و خواهران من! ملت عزیز ایران! این مكتب، ما را در طول این سى و دو سال از گردنه‌هاى خطرناكى عبور داده است؛ سطح عزت ملى و شرافت بین‌المللى ما را بالا آورده است. كشور به بركت پیمودن این راه، در همان حدى كه رعایت كرده است، پیشرفت كرده است؛ به سمت آرمانهاى خود پیش رفته است. ما باید رعایت كنیم، منتها همه‌ى جوانب را با هم. اگر كسى یا جریانى بخواهد به نام عقل‌گرائى، از ارزشهاى اسلامى و انقلابى عدول كند، این انحراف است. اگر كسى بخواهد به وسیله‌ى عقل‌گرائى، در مقابل دشمن بى‌تقوائى به خرج بدهد، وابستگى به وجود بیاورد، این انحراف است، این خیانت است. آن عقلانیتى كه در مكتب امام بزرگوار ما هست، اقتضاء نمیكند كه ما از خدعه‌ى دشمن غافل شویم، از كید او غافل شویم، از نقشه‌ى عمیق او غافل شویم، به او اعتماد كنیم، در مقابل او كوتاه بیائیم. هرچه كه انسان در مقابل دشمن كوتاه بیاید، پشتوانه‌ى عظیم معنوى در درون كشور و درون ملت را از دست خواهد داد.
 همین طور در نقطه‌ى دیگر: اگر به نام عدالت‌خواهى و به نام انقلابیگرى، اخلاق را زیر پا بگذاریم، ضرر كرده‌ایم؛ از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر به نام انقلابیگرى، به نام عدالت‌خواهى، به برادران خودمان، به مردم مؤمن، به كسانى كه از لحاظ فكرى با ما مخالفند، اما میدانیم كه به اصل نظام اعتقاد دارند، به اسلام اعتقاد دارند، اهانت كردیم، آنها را مورد ایذاء و آزار قرار دادیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. اگر بخواهیم به نام انقلابیگرى و رفتار انقلابى، امنیت را از بخشى از مردم جامعه و كشورمان سلب كنیم، از خط امام منحرف شده‌ایم. در كشور آراء و عقاید مختلفى وجود دارد. اگر چنانچه یك عنوان مجرمانه‌اى بر یك حركتى، بر یك حرفى منطبق شود، این عنوان مجرمانه البته قابل تعقیب است؛ دستگاه‌هاى موظف باید تعقیب كنند و میكنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اى نباشد، كسى است كه نمیخواهد براندازى كند، نمیخواهد خیانت كند، نمیخواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سلیقه‌ى سیاسى ما، با مذاق سیاسى ما مخالف است، ما نمیتوانیم امنیت را از او دریغ بداریم، عدالت را دریغ بداریم؛ «و لایجرمنّكم شنئان قوم على الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور میدهد و میگوید: مخالفت شما با یك قومى، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذارید و فراموش كنید. «اعدلوا»؛ حتّى در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهید. «هو اقرب للتّقوى»؛(2) این عدالت، نزدیكتر به تقواست. مبادا خیال كنید تقوا این است كه انسان مخالف خودش را زیر پا له كند؛ نه، عدالت ورزیدن با تقوا موافق است. همه هوشیار باشیم، همه بیدار باشیم. این بُعد هم نباید ابعاد دیگر را در سایه قرار بدهد.
 بُعد معنویت هم همین جور. ما اهل معنویتیم، اهل توسلیم، اهل توجهیم، اهل ذكریم؛ خدا را شكر. فضاى جامعه‌ى ما، مالامال از توجه به خداست. ماه رمضان كشور ما، یك ماه رمضان تماشائى است؛ بهار معنویت است. این جوانهاى عزیز ما در جلسات قرآن، در جلسات ذكر و دعا، در جلسات توسل، آنچنان حضور نورانى‌اى دارند كه انسان لذت میبرد. در روزهاى آینده، همین مراسم اعتكافى كه جوانان ما راه مى‌اندازند، پدیده‌ى شگفت‌آورى است.
 در دوران جوانى ما، در حوزه‌ى علمیه‌ى قم، ایام نیمه‌ى رجب كه روزهاى معروف اعتكاف است، شاید در مسجد امامِ آن روز، ده نفر، پانزده نفر، بیست نفر طلبه - آن هم در مركز حوزه‌ى علمیه، كه قم باشد - اعتكاف میكردند؛ این كار معمول نبود، بلد نبودند. امروز در دانشگاه‌هاى كشور، هزاران نفر از جوانان دانشجو - دختران و پسران - در مساجد دانشگاه‌ها اعتكاف میكنند، سه روز عبادت میكنند، خلوت میكنند، با خداى خود ارتباط برقرار میكنند؛ مساجد بزرگ و مجامع بزرگ كه جاى خود دارد. اینها معنویت است. كشور ما اهل معنویت است، اما معنویت ما همراه و همروال است با احساس مسئولیت. این معنویت به هیچ وجه نباید ما را از مسئولیت عظیم انقلابىِ خودمان جدا كند، بلكه كمك به حركت انقلابى است. آن كسانى كه با تكیه‌ى به دیندارى و با عنوان كردن دیندارى، سعى میكنند جامعه را سیاست‌زدائى كنند، جوانان را سیاست‌زدائى كنند، جوانان را از حضور در عرصه‌هاى كشور دور نگه دارند، اشتباه میكنند، راه خطا میروند، دچار انحرافند؛ این ابعاد با همدیگر است.
 من در اینجا، در جوار مرقد مطهر امام، در جوار ارواح طیبه‌ى شهدائى كه در این گلزار معنوى - بهشت زهرا - به خاك سپرده شده‌اند، شهادت میدهم كه ملت ما این راه را خوب حركت كرده است، راه امام را حفظ كرده است. من به چشم مى‌بینم و میتوانم گواهى بدهم كه جوانان انقلابى امروز ما، از جوانان انقلابى آغاز انقلاب، اگر از لحاظ ایمان و تقوا و استحكام عقیده بهتر نباشند، عقب‌تر نیستند. من از صمیم قلب و از بن دندان گواهى میدهم و  اعتقاد دارم كه بهترین نقش را مردم ایفاء كرده‌اند؛ ارزشها را نگه داشته‌اند، حفظ كرده‌اند و پاى آن ایستاده‌اند؛ مردم بودند كه نقشه‌هاى دشمنان ما را خنثى كردند.
 نمیخواهم به تفصیل در این باره صحبت كنم؛ هم وقت نیست، هم شاید الان وقت این صحبت نیست؛ اما به اجمال و اشاره عرض میكنم كه دشمنان ما تصور میكردند با رحلت امام، آغاز فروپاشى این نظام مقدس كلید زده خواهد شد. آنها خیال میكردند امام كه رفت، بتدریج این شعله خاموش خواهد شد، این چراغ خاموش خواهد شد. بعد، مراسم تشییع جنازه‌ى امام، آن احساسات مردم، آن حركت عظیم مردم در حمایت از كارى كه خبرگان كردند، اینها را مأیوس كرد. یك برنامه‌ریزى ده ساله كردند - این تحلیل من است، این به معناى اطلاع نیست؛ تحلیلى است كه قرائن آن را براى ما اثبات میكند - ده سال بعد امیدوار بودند كه نتیجه بدهد. سال 78 كه آن حوادث پیش آمد، آن كسى كه این حوادث را خنثى كرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال 78 مردم آمدند در خیابانها، توطئه‌ى دشمن را كه سالها برایش برنامه‌ریزى كرده بودند، در یك روز باطل كردند. آن روز گذشت. موج دوم، باز یك برنامه‌ریزى ده‌ساله بود تا سال 88 . به نظرشان فرصتى به دست مى‌آمد. به خیال خودشان زمینه‌ها را آماده كرده بودند. مطالباتى هم مردم داشتند - مردمى كه وابسته‌ى به نظامند، وفادار به نظامند - فكر كردند از این مطالبات بتوانند استفاده كنند؛ لذا آن قضایاى سال 88 به وجود آمد. دو سه ماه تهران را متلاطم كردند - البته فقط تهران را - دو سه ماه توانستند دلها و ذهنها را به خودشان مشغول كنند. اینجا هم مردم آمدند توى میدان. بعد از آنكه باطنها ظاهر شد، در روز قدس مردم دیدند كه اینها حرف دلشان چیست، در روز عاشورا فهمیدند كه اینها عمق خواسته‌هاشان تا كجاست، مردم عزیز ما به میدان آمدند و حماسه‌ى نُه دى را به راه انداختند. نه فقط در تهران، بلكه در سراسر كشور، میلیونها نفر در روز نهم دى، بعد هم بلافاصله در بیست و دوى بهمن آمدند توى میدان، غائله را ختم كردند. این، هنر مردم است. درود به مردم ایران. درود به ملت مؤمن و مبارز و بصیر و آگاه ایران. ان‌شاءاللَّه به توفیق الهى، مردم همین راه را و همین خط را و همین آرمان را و همین عزم و همت را تا آخر ادامه خواهند داد.
 خوشبختانه این حركت عظیم مردم ثمرات خودش را هم بخشیده است. به بركت اعتمادى كه مردم به مسئولان كشور از خودشان نشان دادند، به بركت امنیتى كه با حضور مردم در سرتاسر كشور برقرار است، مسئولین توانسته‌اند خدمت‌رسانى را گسترش بدهند و كارهاى بزرگى انجام دهند؛ كارهاى زیربنائى عظیمى در كشور انجام بگیرد، كه شرط لازم براى پیشرفت هر كشورى، همین كارهاى زیربنائى است كه امروز دارد یكى پس از دیگرى انجام میگیرد؛ مردم دارند این را مى‌بینند و ان‌شاءاللَّه ثمراتش را در كوتاه‌مدت و بلندمدت خواهند دید. به بركت همین امنیتى كه با حضور مردم به وجود آمده است، توطئه‌هاى امنیتى دشمنان خنثى میشود، توطئه‌هاى تبلیغاتى دشمنان خنثى میشود. به بركت همین حضور مردم است كه پیشرفت علمى و فناورى كشور در سطح عالى است. امروز طبق آمارهاى بین‌المللى - نه آمارهاى ما - طبق محاسبات بین‌المللى كه اعلام رسمى هم میكنند، سرعت پیشرفت علمى كشور ما، یازده برابر یا دوازده برابرِ متوسط دنیاست؛ این چیز كمى نیست. این را مخالفین ما میگویند، دشمنان ما آن را اعلام میكنند. امروز جوانان دانشمند شما در بیش از ده رشته‌ى مهم درجه‌ى اول علمى و فناورى كشور آنچنان پیشرفتى كرده‌اند كه در ردیفهاى اول دنیا - یعنى در ردیفهاى كمتر از دهم دنیا - قرار گرفته‌اند؛ اینها به بركت حضور مردم است. این حضور، این اعتماد متقابل، این احساس مسئولیت عمومى هرچه ادامه پیدا كند، كشور پیشرفت بیشترى پیدا خواهد كرد. خط امام، این است.
 چند جمله هم درباره‌ى مسائل منطقه عرض بكنم. اولاً آنچه كه در منطقه‌ى شمال آفریقا و منطقه‌ى ما اتفاق افتاده است، حوادث بسیار مهم و تاریخ‌سازى است. آنچه در مصر اتفاق افتاد، آنچه در تونس اتفاق افتاد، این بیدارى عظیمى كه در كشورهاى اسلامى اتفاق افتاده است، از آن حوادثى است كه گاهى دو قرن، سه قرن میگذرد تا یك چنین حادثه‌اى به وجود بیاید؛ از آن حوادث بسیار مهم و تأثیرگذار و تاریخ‌ساز است. البته ملت مصر موفق شد، ملت تونس موفق شد؛ بخصوص پیروزى انقلاب مصر، پیروزى بسیار درخشانى است؛ بسیار كار عظیمى است. در برخى كشورهاى دیگر، مثل لیبى، مثل یمن، مثل مردم مظلوم بحرین، مبارزاتى دارد انجام میگیرد؛ هر كدام هم حكم خودش را دارد. آنجا هم حركات مردم محكوم به پیروزى است؛ دیر و زود دارد، اما سوخت و سوز ندارد. وقتى مردم بیدار شدند، وقتى یك ملت احساس قوت و قدرت و توانائى كرد، هیچ چیزى نمیتواند راه او را سد كند. البته دشمنان ملتهاى مسلمان - یعنى نظام سلطه، آمریكاى شیطان بزرگ، صهیونیستهاى غدار و حیوان‌صفت - مشغول فعالیتند و دارند تلاش میكنند؛ میخواهند نگذارند این پیروزى‌ها به كام مردم شیرین بیاید و به معناى واقعى كلمه به پیروزى نهائى برسد؛ اما اگر ما ملتهاى مسلمان بیدار باشیم، به نداى قرآن - كه ما را به صبر و استقامت و ثبات امر میكند، به ما امید میدهد - گوش كنیم، به خداى متعال سوء ظن نداشته باشیم، به وعده‌ى الهى امیدوار باشیم و براى آن تلاش و كار كنیم، بدون شك این ملتها به پیروزى میرسند. البته در لیبى سیاست دولتهاى غربى این است كه كشور لیبى را ضعیف كنند، كم‌خون كنند؛ سیاستشان این است كه جنگ داخلى ادامه پیدا كند تا كشور از رمق بیفتد، بعد یا خودشان مستقیم یا غیرمستقیم بیایند امور آن كشور حساس را به دست بگیرند. كشور لیبى اولاً داراى منابع سرشار نفت است، ثانیاً یك قدمى اروپاست؛ بنابراین براى مستكبرین جهانى، براى آمریكا، براى كشورهاى مستكبر در اروپاى غربى بسیار مهم است؛ نمیخواهند آسان از او دست بردارند، میخواهند ضعیف كنند. اگر آن كشور را وا میگذاشتند، مردم میتوانستند غلبه كنند، حكومت مردمى و اسلامى بر سر كار مى‌آمد، براى آنها خطرى بود؛ لذا میخواهند نگذارند این اتفاق بیفتد.
 در یمن هم چیزى شبیه این است. یمن هم از لحاظ سوق‌الجیشى مهم است؛ از لحاظ همسایگى با بعضى از كشورهاى مرتبط با آمریكا و جغرافیاى سیاسى، بسیار مهم است؛ آنجا هم نمیخواهند بگذارند مردم به پیروزى برسند. سیاست آمریكا و غرب در این دو كشور این است كه مردم به پیروزى نرسند.
 مردم بحرین هم در مظلومیت مطلق به سر میبرند. در آنجا هم به عنوان اینكه اینها شیعه هستند، میخواهند حركت را حركت طائفى و مذهبى معرفى كنند؛ در حالى كه قضیه این نیست. البته مردم بحرین شیعه‌اند، در طول تاریخ شیعه بودند، اكثریت شیعه‌اند؛ اما مسئله، مسئله‌ى شیعه و سنى نیست؛ مسئله این است كه این ملت، مظلوم است؛ از حقوق اولیه‌ى یك شهروند در كشور خود، در خاك خود، در سرزمین خود محروم است. حق خود را مطالبه میكند، حق رأى دادن خود را مطالبه میكند؛ میگوید بتوانم رأى بدهم، بتوانم در تشكیل دولت و حكومت نقش ایفاء كنم؛ این كه جرم نیست؛ این یك حق مشروع است. آن وقت آمریكائى‌هاى دروغگوى ریاكار و خدعه‌گر كه ادعاى حقوق بشر و ادعاى دموكراسى میكنند، در قضیه‌ى بحرین اینجور علیه مردم وارد میدان میشوند. البته انكار میكنند، میگویند ما نیستیم، سعودى‌ها هستند؛ اما سعودى‌ها بدون چراغ سبز آمریكا نمیتوانستند وارد بحرین شوند و اینجور حوادث تلخ و خونبار را در بحرین به وجود بیاورند. لذا آمریكائى‌ها هم مسئولند.
 دو سه نكته را عرض بكنم؛ وقت تمام شده است و گذشته است. نكته‌ى اول این است كه شاخص عمده در حركت مردمىِ این كشورها سه چیز است: یكى اسلامى بودن، یكى ضد آمریكا و صهیونیست بودن، و یكى مردمى بودن. این شاخص در همه‌ى این كشورها مشترك است. ملت مصر كه یك ملت شاخص در دنیاى عرب و دنیاى اسلام است، ملتى است كه این نهضت را به راه انداخته است، این انقلاب را در كشور خودش به وجود آورده است، هم اسلامى است، هم مردمى است، هم صریحاً ضد آمریكا و ضد صهیونیستى است. بقیه‌ى كشورها هم همین جور.
 موضع ما در مقابل این حركتهاى مردمى روشن است: هر جا حركت اسلامى است، مردمى است، ضد آمریكائى است، ما با این حركت همراهیم؛ اما اگر در جائى ببینیم با تحریك آمریكائى‌ها، با تحریك صهیونیستها، یك حركتى به راه افتاده است، با آن حركت همراهى نمیكنیم. ما با حركتهاى ضد آمریكائى و ضد صهیونیستى همراهیم. آنجائى كه خود آمریكا و خود صهیونیستها وارد میدان میشوند تا یك رژیمى را ساقط كنند، تا یك كشورى را اشغال كنند، آنجا ما نقطه‌ى مقابل حركت آمریكائى‌ها قرار میگیریم. آمریكا نمیتواند به نفع ملتهاى این منطقه فكرى بكند و كارى بكند؛ هر كارى میكنند و هر كارى تا امروز كردند، بر علیه ملتهاى این منطقه بوده است. این موضع ماست.
 نكته‌ى دوم: این كشورهائى كه بحمداللَّه به پیروزى رسیدند - مخصوصاً مصر كه كشورى بزرگ و داراى میراث غنى اسلامى و معنوى و فرهنگى است - باید مراقب باشند؛ دشمن از در بیرون رفته است، از پنجره برنگردد. این كمكهائى كه میگویند آمریكا ممكن است به مصر یا به هر كشور دیگرى بكند، خودش مایه‌ى گرفتارى است. آمریكائى‌ها از راه همین كمكها و همین دلارهاست كه تسلط خود را بر كشورها تحكیم میكنند، توقعات خودشان را تحمیل میكنند؛ ملتى كه آزادى به دست آورده است، او را دوباره در زیر پنجه‌ى اقتدار ظالمانه‌ى خود قرار میدهند.
 همه باید بیدار باشند. البته ملت مصر بیدارند. این حركت عظیمى كه ملت مصر در اعتراض به موضع رژیم قبلى مصر در زمینه‌ى فلسطین و غزه و گذرگاه رفح انجام دادند، حركت بسیار باارزشى بود؛ باید ادامه پیدا كند. مصر كشور تأثیرگذارى در دنیاى عرب است؛ به همین مناسبت هم بود كه آن كسانى كه میخواستند كشورهاى عربى را در مقابل رژیم غاصب صهیونیست به زانو دربیاورند، رفتند سراغ مصر. پیمان ننگین كمپ‌دیوید را در مصر تحمیل كردند. بعد از قبول پیمان كمپ‌دیوید در مصر بود كه بتدریج كشورهاى دیگر عرب هم تسلیم شدند، در مقابل آمریكا خاشع شدند؛ مسئله‌ى فلسطین از صحنه‌ى تصمیم‌گیرى كشورهاى عربى بكلى خارج شد. باید مراقب باشند. روى مصر حساسند. یك روز بعد از دوران جمال عبدالناصر كه غربى‌ها و استكبار رانده شده بودند، دوباره برگشتند؛ این تجربه نباید در مصر تكرار شود. ملت مصر بیدارند، هوشیارند و امیدواریم خداوند به آنها در این زمینه هم كمك كند.
 نكته‌ى دیگر این است كه این سركوبها فایده‌اى ندارد. ملتها بالاخره وقتى بیدار شدند، وقتى قدرت خودشان را شناختند، این راه را دنبال خواهند كرد و ان‌شاءاللَّه حركت ملتهاى منطقه - چه در آن كشورهائى كه امروز حركت هست، چه آن كشورهائى كه بالقوه در آنها این حركات وجود دارد - به پیروزى خواهد رسید. مردم در این كشورها پیروز خواهند شد، منتها باید مراقب حركات تفرقه‌افكنانه‌ى دشمنان باشند. امروز، هم در مصر، هم در تونس، در شمال آفریقا و در سایر كشورهاى اسلامى، دشمنان در پى ایجاد تفرقه‌اند. بخصوص چون ایران اسلامى كانون حركت در مقابل استكبار است، میخواهند بین ایران اسلامى و كشورها فاصله بیندازند؛ فاصله‌هاى قومى، فاصله‌هاى مذهبى. حتّى در داخل خود این كشورها میخواهند تفرقه ایجاد كنند. امروز در مصر كسانى از این گروه‌هاى تكفیرى و وهابى و اینها تلاش میكنند به بهانه‌هاى مختلف بین مردم مصر با یكدیگر هم اختلاف بیندازند؛ باید در مقابل این اختلاف‌افكنى‌ها هوشیار بود.
 موضع ما در مقابل فلسطین هم موضع روشنى است. ما معتقدیم سرزمین فلسطین، كشور فلسطین، یكجا متعلق به فلسطینى‌هاست. آن كسانى كه سعى كردند نقشه‌ى فلسطین را از روى صفحه‌ى جغرافیا پاك كنند، اشتباه كردند؛ چنین اتفاقى نخواهد افتاد. فلسطین باقى است. چند دهه‌اى غاصبان آن را غصب كردند، اما بدون تردید دوباره به مردم فلسطین و به آغوش اسلام برخواهد گشت؛ و این اتفاق خواهد افتاد. مردم فلسطین هم بیدارند. فلسطین تجزیه‌پذیر هم نیست؛ فلسطین یكپارچه متعلق به فلسطینیان است. جمهورى اسلامى از چند سال پیش راه حل را اعلام كرده است. راه‌حل مسئله‌ى فلسطین، این راه‌حلهاى آمریكائى و امثال آنها نیست؛ اینها راه به جائى نخواهد برد. راه حل این است كه یك رفراندوم و همه‌پرسى‌اى از مردم فلسطین انجام بگیرد؛ هر رژیمى را كه آنها بر طبق رفراندوم رأى دادند، آن رژیم باید بر كل فلسطین حاكم شود. بعد آنها خودشان تصمیم خواهند گرفت كه با این صهیونیستهائى كه از خارج وارد كشور فلسطین شدند، چه معامله‌اى بكنند؛ این بسته به نظر آن رژیمى است كه برخاسته‌ى از آراء مردم فلسطین است.
 پروردگارا ! ملتهاى مسلمان، ملت مصر، ملت تونس، ملت لیبى، ملت یمن، ملت بحرین، ملت مظلوم فلسطین را در تحت عنایات خودت به پیروزى كامل برسان. پروردگارا ! بركات خود را بر ملت عزیز ایران روزافزون كن. پروردگارا ! روح مطهر امام بزرگوار و ارواح طیبه‌ى شهدا را در عالى‌ترین مقامات متنعم بفرما. ما را مشمول ادعیه‌ى زاكیه‌ى حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) قرار بده.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) مفاتیح‌الجنان، اعمال اول ماه رجب‌
2) مائده: 8


»

قالب وبلاگ

قالب میهن بلاگ

بازی آنلاین

آپلود سنتر

آپلود عکس